کاش یادم می رفت - تاریخ: 1399/1/11 ساعت: 22:11
ب.خکاش یادم می رفت:کاش یادم می رفت زیرباران آنشب درگل ولای ولجن تاکمرمی رفتیم باسرودی برلبکاش یادم می رفت آن زمستانی که سوزسرماش هنوزبرتنم مانده ولی داغ سنگین سکوت بدترازسوزش آن.بغض پنهان پرستوهایی که
بااینهمه غرور - تاریخ: 1397/6/25 ساعت: 3:46
ب.خ عمق قنوت پاک تراخواب دیده ام تاارتفاع یادتوهرشب پریده املبریزی ازاصالت پیمانه زلالدرعین سادگی دورازحضوراینهمه تردیدوقیل وقالمبهوتم ازطواف مدامت به گرد نورافتاده ام به سفسطه بااینهمه غرور....
آخرین مردقبیله - تاریخ: 1397/6/25 ساعت: 3:46
بنام خدای هستی بخش آخرین مردقبیلهزیرتیغ سردتکرارخیره درچشمان پاییزبی محابازیرلب گفتآه;آن دویدنهاعبث بودبهت بیداری شکست وآستین قصه روشدبازشدمشت فسانه ب
انسان سنگسار - تاریخ: 1397/6/25 ساعت: 3:46
ب.خ فرسوده درسکوت رقصیده بااصالت خورشیدنیمروزتفتیده چون گناه درآواردردهاافتاده درتداوم پیرنگ نیستی همپای خوابهاافسانه نیست باوردیوودد وپری زنهار;مرده است انسان سنگساردرانبوه قصه هااکبرملایی 24/4/1396
رویای کبوتر - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 12:02
درانحصاربادوحشی 'یخ بسته رویای کبوتر.فرتوت وخستهپادررکاب باوری خام.پس کوچه های خالی وسردومه الود درزیرشلاق زمستان درکورسوی شب چراغی بی شیشه دردستان طوفانانگاررستاخیزبرپاست .. انگاررستاخیزبرپاست ...چشمان کم سوی اصالت دیگرنمی بیندتمام ماجرارا!فرسوده پیمان رفاقت درچاله های بی نهایتدیگربه یغمارفته ذهن -
پیدای پنهان - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 12:02
پیداترین پنهانم امشب درکورسوی چندواژه ..احساس بودن پای درگل می کوبدهردم برخیالم .پس کوچه ویران قلبم خالی ازاحساس هرعابر می پیچداواز ی غم الود درعمق تاریکی عریان انبوه روياهای خسته برقامت سردونحیفم چون پتک سنگینی سرازیر.. فریادم اماخاموش درباد .این لحظه های بی سرانجام این پیکرفرسوده ام راتاناکجای این...
هجوم نشانه - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 12:02
... آرام وبی صدابه تماشانشسته ام فریاددشت برسرنعش بنفشه راحس می کنم ندامت هرسنگ وصخره را می بینم التماس نفس گیرچشمه را خشکیده زیرسایه داس وتبربهار فرسوده خاطرات پرستوی بیقرار یخ بسته یادآنهمه رویای کوچه باغ ازلطف بی دریغ زمستان پایدار گاهی به لحظه های عبث خیره می شوم گاهی به بغض گنگ گلوگیرهرشبم باور
مانندیاسها - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 12:02
دورازتصورتوهم آوازبادم و همسایه بااصالت یک چشمه زلالشایدگمان کنی که مراهم شکسته ایمانندیاسهاامامن همکلام سکوت یه برکه امباحس ناب عصمت نیلوفرنجیبپیمانه میزنمهرلحظه همنشین قنوت قناری امتعبیرخواب دغدغه بیقراری امدورازتداوم نوسانات رنگ توهمرنگ اعتدال نسیم بهاری امماراچه بی گناه به افسانه دوختی- ارزانترا...
خشک وتر - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 12:02
ب.خ فلاخن خوردن جنگل تماشاداشتشبی که بادشلاق غرورش رابه هرپس کوچه می کوبید وپیمان رفاقت رابه ضرب قصه برطاق خیال آسمان می دوختتن گنگ ونحیف گل کبود ازاینهمه تردید( مثال خشک وتر) ...می سوختهنوزارابه های شب چه بیرحمانه می تازند برتصویری ازشعلهمباداخرمن احساس شبگردی به یک لبخندگرگیرد وحس بیقراری رابه هرا...
زندگی - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 12:02
زندگی پریدن ازبام بلندخواب است زندگی هدیه یک لاله سرخ عاشق زندگی بافتن خاطره ایست بایه رنگ ساده که درآرامش آن به احساس بلندباران بشودباهیجان دست کشید...
منجلاب رنگ - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 12:02
رویای من دویدن درباغ واژه هاست پروازباتوازن هرجمله نجیبباکی ندارم ازنفس بادهای بد راهم جداست ازشب هرکورنابلد درپرتوتلنگری ازجنس آفتاب درپیچ وتاب فاصله ها پیش می روم بازیچه تلاطم افسانه نیستم ...درمنجلاب رنگ
تمام ماجرا - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 12:02
تمام ماجرااین استمن وتوواژه های قصه ای هستیم که چونان باده ای هرلحظه ازدستی به هردستیم ولی غافل ازاین بازیچه بودنهاازاین تکرارهامستیم...
افسانه های ناب - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 12:02
انگاردرتبانی این سایه های سردبربادرفته امدرمطلع سرایش این عاشقانه امشایدکه مرده اماین نیستم منوامانده درسترون فریادهای خوابافتاده درتلاطم امواج بی کسیپشت حصاریأس وغرور و ......نبودنماین نیستم مناین خفته درتلاطم افسانه های ناباین نیستم مناین نیستم من!!!!!!?اکبرملایی10/4/97