برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
عمق قنوت پاک تراخواب دیده ام
تاارتفاع یادتوهرشب پریده ام
لبریزی ازاصالت پیمانه زلال
درعین سادگی
دورازحضوراینهمه تردیدوقیل وقال
مبهوتم ازطواف مدامت به گرد نور
افتاده ام به سفسطه
بااینهمه غرور....
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
فرسوده درسکوت
رقصیده بااصالت خورشیدنیمروز
تفتیده چون گناه
درآواردردها
افتاده درتداوم پیرنگ نیستی
همپای خوابها
افسانه نیست باوردیوودد وپری
زنهار;
مرده است
انسان سنگساردرانبوه قصه ها
اکبرملایی 24/4/1396
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
درکورسوی چندواژه ..
احساس بودن پای درگل می کوبدهردم برخیالم
.پس کوچه ویران قلبم خالی ازاحساس هرعابر
می پیچداواز ی غم الود درعمق تاریکی عریان
انبوه روياهای خسته
برقامت سردونحیفم
چون پتک سنگینی سرازیر..
فریادم اماخاموش درباد
.این لحظه های بی سرانجام این پیکرفرسوده ام راتاناکجای این شب سرد
تاعمق اعماق نبودن
درامتداد نیستی برد!
من اشتیاق هر نفس رادرفکرپروازمحبوس کردم.!!!!!!
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
همسایه بااصالت یک چشمه زلال
شایدگمان کنی که مراهم شکسته ای
مانندیاسها
امامن همکلام سکوت یه برکه ام
باحس ناب عصمت نیلوفرنجیب
پیمانه میزنم
هرلحظه همنشین قنوت قناری ام
تعبیرخواب دغدغه بیقراری ام
دورازتداوم نوسانات رنگ تو
همرنگ اعتدال نسیم بهاری ام
ماراچه بی گناه به افسانه دوختی
- ارزانترازتربچه وشبدرفروختی
- درحیرتم ازاینهمه دلداگی هنوز
- ازباورمداوم شب درحریم روز
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
فلاخن خوردن جنگل تماشاداشت
شبی که بادشلاق غرورش رابه هرپس کوچه می کوبید وپیمان رفاقت رابه ضرب قصه برطاق خیال آسمان می دوخت
تن گنگ ونحیف گل کبود ازاینهمه تردید( مثال خشک وتر) ...می سوخت
هنوزارابه های شب چه بیرحمانه می تازند برتصویری ازشعله
مباداخرمن احساس شبگردی به یک لبخندگرگیرد
وحس بیقراری رابه هراندیشه آویزد.!!
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
زندگی هدیه یک لاله سرخ عاشق
زندگی بافتن خاطره ایست
بایه رنگ ساده
که درآرامش آن به احساس بلندباران بشودباهیجان دست کشید...
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
پروازباتوازن هرجمله نجیب
باکی ندارم ازنفس بادهای بد
راهم جداست ازشب هرکورنابلد
درپرتوتلنگری ازجنس آفتاب
درپیچ وتاب فاصله ها پیش می روم
بازیچه تلاطم افسانه نیستم
...درمنجلاب رنگ
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
تمام ماجرااین است
من وتوواژه های قصه ای هستیم که چونان باده ای هرلحظه ازدستی به هردستیم ولی غافل ازاین بازیچه بودنهاازاین تکرارهامستیم...
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی
انگاردرتبانی این سایه های سردبربادرفته ام
درمطلع سرایش این عاشقانه ام
شایدکه مرده ام
این نیستم من
وامانده درسترون فریادهای خواب
افتاده درتلاطم امواج بی کسی
پشت حصاریأس وغرور و ......نبودنم
این نیستم من
این خفته درتلاطم افسانه های ناب
این نیستم من
این نیستم من!!!!!!?
اکبرملایی10/4/97
برچسب:
نویسنده: بردیا امینی